روز واکسن ، روز درد
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است غرض اين است وگرنه دل و جان اين همه نيست سلام جانانم،گل بنفشه مامان امروز روز واکسن سگانه،نوبت سوم بود....ساعت 11 صبح اول بهت 3 سی سی شربت استامینفن دادیم..و بعد هم رفتیم بهداشت(مهربد). حالا بماند که تو گل گلی شربت را دوست نداشتی و هی می دادی بیرون....و لاجرم بابایی و من مجبور شدیم به کمی زور متوسل بشیم..و تو هم با غرغر و گریه خوردی.... ****** روی تخت دراز کشیدی و خانم پرستار اول بهت قطره را داد و بعد من پای چپتو گرفتم و تو عزیز دلم فکر کردی دارم باهات بازی می کنم..داشتی می خندیدی که خانم پرستار بهت واکسن زد....وقتی مایع...
نویسنده :
مامان مژگان
8:23










