جانانجانان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره

بر آستان جانان

روز واکسن ، روز درد

1392/2/29 8:23
نویسنده : مامان مژگان
201 بازدید
اشتراک گذاری

از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است

غرض اين است وگرنه دل و جان اين همه نيست

سلام جانانم،گل بنفشه مامان

امروز روز واکسن سگانه،نوبت سوم بود....ساعت 11 صبح اول بهت 3 سی سی شربت استامینفن دادیم..و

 بعد هم رفتیم بهداشت(مهربد).

حالا بماند که تو گل گلی شربت را دوست نداشتی و هی می دادی بیرون....و لاجرم بابایی و من مجبور

 شدیم به کمی زور متوسل بشیم..و تو هم با غرغر و گریه خوردی....

******

روی تخت دراز کشیدی  و خانم پرستار اول بهت قطره را داد و بعد  من پای چپتو گرفتم و تو عزیز دلم فکر

 کردی دارم باهات بازی می کنم..داشتی می خندیدی که خانم  پرستار بهت واکسن زد....وقتی

 مایع داخل سرنگ تمام شد،تازه دردش را فهمیدی و شروع کردی گریه کردن....

الهی مادر دورت بگرده ،بمیره مامان که دردت اومد....اما تو اینقدر صبوری،اینقدر خانمی و با وقار که فقط

 یک دقیقه گریه کردی و بعدش آروم شدی...اما تا اومدیم توی خونه یک جورایی قهر بودی....

یک کوچولو خوابیدی و حالا هم به قول بابایی "جک(لوس)" شدی و بغل بابایی هستی....

الان هم بابایی داره فشارت می ده و هی بوست می کنه..تو هم که خوشت اومده خانم خانمها

دوست داریم بی نهایت

 دخترم 3 ماه و 3 روزش هست

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

بهار(مامانی شهراد)
16 مرداد 90 15:20
سلام نازنينم چقدر تو ماهي پيش منم بيا و با پسرم دوست شو منتظرتم گلم
mahtab
16 مرداد 90 16:00
salam jananam.bemiram vase pat.nabasham dardet umade.omidvaram hamishe salem bashi va hey maro hers bedi pedarsokhte.mibosamet
ساناز
16 مرداد 90 20:28
وای چه تپلوی خوشکلی