میهن ای میهن





تنیده یاد تو، تنیده یاد تو در تار و پودم
بود لبریز از، بود لبریز از عشقت وجودم
تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی
فدای نام تو، فدای نام تو بود و نبودم
فدای نام تو بود و نبودم
به هر مجلس به هر زندان
به هر شادی به هر ماتم
به هر حالت که بودم، با تو بودم
شیرینم،غزالم،جانانم
این عکسها مربوطه به دخمه زرتشتیان در یزد هست.دخمه جایی بوده که در زمان های قدیم زرتشتیان مرده های خودشون را اونجا می ذاشتند...
وقتی بزرگ تر شدی با هم در این مورد مطالعه می کنیم.
الان که دارم اینهارو تایپ می کنم بابایی داره واسه تو کتاب ضرب می زنه تو هم می رقصی...الهی قربونت برم که اینقدر عاشق رقصیدن هستی که حتی با زنگ موبایل بابای هم می رقصی...منو بابا رو هم مجبور می کنی باهات همراهی کنیم....
اینقدر هم بلبل زبون شدی و هر روز بیشتر دل مارو می بری با این حرفهای قشنگی که می زنی با این صدای قشنگ و پر از نازت.الان یاد گرفتی بگی "دستت درد نکنه"،"مژگان خانوم" و جمله های سه کلمه ای می گی
بابا جلال اینقدر ذوقت را می کنه دیشب می گفت:"دخترم هر روز خوشگل تر می شه..چقدر دخترم خواستنیه"
عشق و نفس من و بابای هستی


میهن ای میهن
