از شکفتن تا یک سالگی
قشنگترینم،نفسم،مونسم،انیسم خوشحالی بابایی و من از بودن تو حد و اندازه نداره و ما تو را تا بی نهایت ،تا بیکران ها دوست داریم و خواهیم داشت..نه فقط ما که همه مهمانهای حاضر در تولدت و همه اقوام پدریت تو را دوست دارند و برای جشن یک سالگی تو نه فقط ما که همه فرشته های آسمون هم جشن گرفته بودند... فرشته ها اون بالا بالا ها ،توی یک قصر بزرگ که از ابرها ساخته شده،یک مهمونی بزرگ واست گرفته بودند..خدا،مامان بزرگ فخری و عزیز رو هم دعوت کرده بودند ..یک کیک بزرگ از خامه و شکلات های خوشمزه درست کردند بودند و روشو با خوشمزه ترین میوها پوشونده بودند .به جای شمع خورشید خانوم را گذاشته بودند و ...
نویسنده :
مامان مژگان
8:57












