جانان،چون شمع محفل است
خانم جانان در آغوش مامانی قاصد رساند مژده که جانان ما رسید ای درد وای بر تو که درمان ما رسید ای مژده بر تو مژده به بازار شوق بر کان نورسیده میوهی بستان ما رسید روی غریب ساختی ای داغ دل که زود مرهم نه جراحت پنهان ما رسید نور چشم،شاخه نبات تو عزیز دل من اولین بار در تاریخ پنجشنبه،24 شهریور یک هزار و سیصد و نود رفتی عروسی... مراسم عروسی دختر عمه مامانی،فرانک خانم و آقا فرهاد برگ گلم،اینقدر ناز داری و بابایی و من عاشق کشیدن ناز تو هستیم...که واست گهواره ات را هم بریدم تو خوشگل خانم توی اون شلوغ پلوغی...
نویسنده :
مامان مژگان
8:30












