تولد جانان خانم مبارک




وقتی که پاتو گذاشتی روی این زمین خاکی
تموم گل های عالم شدن از دست تو شاکی
خدا هم هواتو داشته ، تو رو با گلا سرشته
با تو دنیای پر از درد ، واسه من مثل بهشته
روز میلادت مبارک عزیزترینم .
گل گلاب،برگ گلم،جانانم
تولدت مبارک دخترم.واسه تولدت یک مهممونی کوچیک گرفتیم خونه بابابزرگ با خانواده عمو جعفر،عمو مصطفی،عمه و فرانک اینا.....
منتظریم بریم مهمد کودک که هر سال تولدت را مفصل با همسن و سالهای خودت واست بگیرم نفسم...
البته با بودن تو هر روز و هر ساعت واسه شادی و جشن...از روزی که به دنیا اومدی تا همین الان که ماندانا را بغل کردی و خوابیدی هر روز مایه خوشحالی بابایی ومن بودی و هستی نازنین
هر روز صبح که بیدا می شی میآیی کنارم و با خنده می گی "سنام مامانی" و یک موج ولتاژ قوی از خوشحالی و خوشبختی را بهم تزریق می کنی
تا شبا که میخواهی بخوابی سرت را می ذاری روی دستم و میخوابی و یک دنیا آرامش و امنیت به من می دی..هر ساعتش شادی واسم....
وقتی زرنگ بازی در می آری(که خیلی هم زرنگی) تا می دونی الان به کاری که داری می کنی گیر می دم دست می زنی و م یگی:آرین مامان آفرین مامان...یعنی که تشویقم کن دعوا نکن....
یا در همچین مواقعی آخ و اوخ راه می اندازی که یعنی یک جایی درد می کنه
بلا گردونت می شم
از وقتی هم که بلبل زبونی می کنی من هر ساعت از شدت عشقت می میرم و زنده می شم
وقتی می گی این آقایی که می خونه امید یا وقتی هی می گی اندی بذار تا برقصی..وقتی با اون صدای قشنگت داد می زنی پانانا(عروسکت ماندانا)..وقتی فریاد می زنی دلال بیااااااا(جلال بیا)
اخ اخ که جون می دم واست مادر.....چقدر خوبه تو هستی..چقدر من شاکر وممنون خدا هستم که تو را دارم...خدایا شکرت
عاشقتم عزیزکم


تولد جانان خانم مبارک
