جانانجانان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

بر آستان جانان

دوست دارم..سبد سبد

1392/2/29 8:28
نویسنده : مامان مژگان
221 بازدید
اشتراک گذاری

 

5 ماه و سه روزگی

 

5 ماه و سه روزگی

 

5 ماه و سه روزگی

 

منم قاضي خشم آلود و هر دو خصم خشنودند

که جانان طالب جانست و جان جوياي جانانست

 

سلام جانانم،عشقم،عمرم،نور چشام

 الهی فدات بشم مامانی...الهی دورت بگردم ،الهی قربونت برم.....دخترم ،همه کسم  الان پنج ماه   و یک هفته ات است...و هر روز که

می گذره شیرین تر و تو دل بروتر می شی...اینقدر تو خوش خنده و خوش اخلاقی...تا یکی باهات حرف می زنه می خندی...تا کسی را می بینی

باز هم می خندی...اینقدر عاشق این خنده هاتم...

 وقتی بغلت می کنم و می برمت بالا..روی سرم...یک خنده نازی می کنی و خوشت می آید...منم هی زیر گردنتو بوس می کنم..از بس که شیرینی سیر نمی شم از بوسیدنت....

پریشب با بابایی رفته بودیم خرید..توی فروشگاه دو تا خانم اومدن نزدیکت و تو دوباره دلبری کردی و اون خنده خوشگلاتو کردی..اینقدر خانمها دوست داشتند و بهت می گفتن چقدر ناز و خوش خنده ای....

 هفته پیش هم خونه بابا بزرگ بودیم..نیمه شب گرمت بود و از خواب پریدی داشتی گریه می کردی..آوردمت توی هال و تو توی تاریکی بابابزرگ را دیدی...تا اونو دیدیدی وسط گریه دوباره خندیدی..الهی پیش مرگت بشم عشقم...

 

الان چند روز هم هست که کاملا یادگرفتی اشیا را توی دستت بگیری و هرچی می بینی دستت را طرفش دراز میکنی تا بگیریش....

آخ فدات بشم...خوابونده بودمت روی تشک تعویضت..غلتیدی و شکل های روی تشتک را دیدی..می خواستی اونها رو هم بگیری و بکنی توی

 دهنت..اما چون نمی تونستی..لجت گرفته بود و غرغر می کردی.....فدای اون غرغرهات بشم...

 پریروز خوابیده بودی توی گهواره..و عروسکهات بالای سرت می چرخید...می خواستی اونها رو بگیری..یکیشون را دادم دست..کردی تو

دهنت..اما واسه دهنت بزرگ بود و سختت بود...واسه همین گریه می کردی....دردت به سرم..دردت به جونم....که اینقدر کارهات بامزه و قشنگ و خواستنیه.......

 بهترینم..وقتی غلت می زنی و سرت را میگیری بالا...و صدات می کنم..سرت را با اون صورت سفید و تپلت را با او دو تا چشم درشتت رو به

من میکنی و می خندی..دلم می خواد همون موقع واست بمیرم که اینقدر نازی....

 

مامان دیوونه ات هست...مامان مجنونته...عاشقتم عاشقتم عاشقتم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

termeh & haleh
21 شهریور 90 0:37
salam be maman tazeh الهی که همیشه پر از عضق باشید همه گی لحظه هاتون پر از شادی این روزها این قدر زود میگذره که باز دلتنگ کوچیکی های جانانت میشی قدرشو بدون هر لحظه از زندگی بچه ها لطف خودشو داره ولی از تولد تا 1 سالگی یک چیز دیگ هست چقدر خاطرات همه مامانها مثل هم هستند و احساساتشون که جای خود دراد میبوسم اون جانان را
mahtab
21 شهریور 90 18:46
khale mord vasat dokhtare nazam omidvaram hamishe bekhandi nafasam