سرو سهی



نازم ای سرو سهی قامت رعنای ترا
بندۀ خاص شوم نرگس شهلای ترا
زنده باشی که به ما شيوۀ ياری داري
حق کند در دل من بيش تمنای ترا
غزل،قصیده ام،جانانم
شما چهارشنبه دوم آذرماه سال یک هزار و سیصد و نود یاد گرفتی دستت را به چیزی بگیری و بلند بشی...فدای اون قامتت بشه مادر...
اما تو خوشگل خانم اینقدر شیطونی که وقتی می ذاریمت توی گهواره هم بلند می شه می ایستی...بلا خانوم.....
اینقده دسوت دارم مامانی....که نهایت و کرانی نداره
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سرو سهی
