جانانجانان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

بر آستان جانان

Trivia

1392/2/29 8:38
نویسنده : مامان مژگان
250 بازدید
اشتراک گذاری

 

دوش دل در هوس نرگس جانانم بود
و آسمان را غمی از دیده گریانم بود
دل که میخواند پیاپی غزل ترک شراب
در خم اندر خم میخانه جانانم بود

 

هفته دوم 5 ماهگی

 

هفته دوم 5 ماهگی

 

قند و نباتم

همه حرکات..از مژه بر هم زدنت تا خندیدن و خوابیدنت واسه من خواستنی و قشنگه...

اما برخی کارهایی که می کنی ..ظریف و ریزه...وقتی انجامشون می دی..بابا جلال..من..بابا

بزرگ و خاله مهتاب غش می کنیم واست........

 

عاشق اینم که : وقتی شیر می خوری با دست چپت پای چپت را می گیری......

 

عاشق اینم که : وقتی بغلت می کنیم پاهاتو تکون می دی..انگار با پاهات حرکت پروانه می زنی...

 

عاشق اینم که : وقتی می ذاریمت تو گهواره می چرخی و سرتو می اری بالا...وقتی هم  خوابی گهگاه این کارو می کنی....با چشمهایی که پر از خوابه و بسته است سرتو یم ذاری لب گهواره و همونجوری می خوابی............

 

عاشق اینم که : وقتی می خواهی بهت توجه کنیم با صدای قشنگ و ظریف و پر از عشوه می گی ...هووووووممممممممم  هوووومممممممممم

هفته اول 6 ماهگی

 

هفته اول 6 ماهگی

 

عاشق اینم که : وقتی بهت غذا می دم اول یک کوچولو از غذا را مزه می کنی..بعدش می خوری...

 

 

 

عاشق اینم که : وقتی می خواهم بهت دارو بدم..متوجه می شی دهنتو سفت می کنی و به هیج وجه بازش نمی کنی...حتی وقتی  واست مسخره بازی در می آریم  و می خواهی بخندی هم با دهنه بسته می خندی...و گول نمی خوری....

 

 

 

عاشق اینم که : مماختو جمع می کنی و چروکش می کنی و می خندی.......

 

 

 

عاشق اینم که : پاهاتو می ذاری روی لبه گهواره..برخی اوقات که پای چپتو می آری

 

می ذاری روی لبه راست گهواره...........

 

 

 

عاشق اینم که : وقتی می خواهی یک چزی را بگیری با دوتا پات بلندش می کنی و بعدش با دستات می گیریش...........

 

 

 

عاشق اینم که : که چشمت فقط دنبال خوردنی می ره....تا می بینی بابا جلال یا من داریم یک چیزی می خوریم ..سریع میایی پیش ما............

 

 

 

عاشق اینم که: خودت کنترل و تلفن و موبایل واسه بازی کردن داری..اما تا یکی از اینها رو دست ما می بینی..اسباب بازی خودت ول می کنی و میایی اونی که دست ما هست را می خواهی...........

 

 

 

عاشق اینم که : حالا دیگه هی باید از لابه لای مبل ها..از بالای بالشهایی که مثلا گذاشتیم که شما نری سر تلویزیون یا نری توی راهرو..بکشمت پایین

 

هفته سوم 6 ماهگی

 

هفته دوم 5 ماهگی

 

 

عاشق اینم که : وقتی میریم حمام می خواهی ابی که از دوش میاد را بگیری..........

 

 

 

عاشق اینم که : وقتی گذاشتمیت واسه اولین بار توی وان..خودتو جمع کرده بودی..پاهاتو آورده بودی توی ممولت...دستهاتو هم مشت کرده بودی...و توی فکر و تعجب بودی که اینجا کجاست گذاشتیمت.......

 

 

 

عاشق اینم که : وقتی عطسه می کنی می خندی.....

 

 

 

عاشق اینم که : خوش اخلاقی.حتی نیمه شبها که بیدار می شی گریه می کنی تا بابا جلال..بابا بزرگ یا خاله را می بینی تو تاریکی با چشمهای پر از اشک می خندی..............

 

 

 

عاشقم اینم که: تا داریم می ذاریمت روی زمین وشما چیزهایی که روی زمین هست را می بینی از همون بالا دهنتو باز می کنی...و یا وقتی خاله داره نازت می کنه در همون حال دست خاله را لیس می زنی....یا زمانی که می ری کنار سطل ترشی می ایستی..پاهاتو از هم باز می کنی تا بتونی راحت هم بشی بعد سرتو می آری پایین در سطل را می خوری........

 

 

 

عاشق اینم که : وقتی دارم قربون صدقه ات می رم خودتو می گیری..یک لبخند ملیح می زنی و با ناز  یک طرف دیگه را نگاه می کنی

 

 

 

مادر فدات بشه...پیش مرگت بشه که حتی بداخلاقی کردن هاتم زیبا و تو دلبرو هست...دیوونه ات هستم مادر

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نرگس
22 آذر 90 14:35
قند و نبات تو چه شیرینی من تو جشنواره شرکت کردم اگه تونستی به وبلاگم سر بزن اگه از طرحم خوشت امد روز یک دی ماه از طرف نی نی وبلاگ یک شماره اعلام می شه کد 111 بهش اس.ام.اس کن و به ما رای بده تا برنده بشیم